هیئت خیمة الحسین (ع)

مرکز اطلاع رسانی هیئت خیمة الحسین (ع)

هیئت خیمة الحسین (ع)

مرکز اطلاع رسانی هیئت خیمة الحسین (ع)

شیطان پرستی

يكشنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۱، ۰۸:۴۰ ب.ظ

شیطان پرستی اصلا اون چیزی نیست که در ذهن شما است ، تا ما میگیم شیطان پرستی ذهن شما میره به سمت گروه های موسیقی و قیافه های زشت ، اما اینها چیزای خیلی پیش پا افتاده و ساده این قضیه است . از حضرت موسی شروع میکنیم ، رسیدند دم دریای سرخ حضرت موسی عصا شون را به آب زدند آب دو نیم شد طوری که آفتاب به کف دریا خورد حضرت موسی و این بتدگان خدا از آب رد شدند برگشتن به موسی گفتن تا اینجاش خوب بود حالا اگه غرقشون کنی خیلی عالی میشه حضرت موسی هم این کار را کرد. خلاصه حضرت موسی اینارو آورد در سرزمینی بنام عرض الموعود . گذشت حضرت رفتن برای گرفتن فرمان خدا به کوه تور 30 روزشون شد 40 روز آمد دید این یهودیها دارن گوساله میپرستند .ببینید حضرت موسی با چه جانور هایی طرف بود. 

یکی از بزرگان یهود بنام تعودر ریناخ میگه : زمانی که یهویها در مصر باستان بودند از کاهنان معبد جن پرستی را یاد گرفتند بهش میگن کابالا . چنان این سم دوارد برگهاشون شده که  هنوز که هنوزه این سنت بین یهودیها ادامه داره همش بخاطر این سمه که 40 روز ولشون میکنی میای میبینی دارن گوساله میپرستن . همانطور که در تورات آمده حضرت موسی رحلت کردند و پیامبری بتان یوشع ابن نون آمدند این یهودیهای خاک بر سر دوباره زدن جاده خاکی دوباره پرستیدن جن را شروع کردند.

سوره سبا آیه 40و41

معنای آیه : و روزی که همه آنها را گرد آورد سپس به فرشتگان گوید آیا اینها شمارا مپرستیدند؟(40)

گویند تو منزهی توای تنها دوست و سرپرست و یاور ما نه آنها بلکه آنها جنیان را میپستیدند بیشترشان به آنها گرویده بودند .

 یعنی چی ؟ همان سنت جن گیری مصر باستان

کار بجایی رسیده که تو مترو تهران دارن کارت ویزیت چن گیری پخش میکنند . البته امروز تو تهران کلاس های کابالا هم برگزار میشه باز اینا خوبن.

         تحریفات: ببینید اینا تا تونستن دست بردن تو دین حضرت موسی و کتاب تورات رو تحریف کردن ، به جرات میشه گفت: دیگه چیزی از تورات نمونده ، مثلا در تورات آمده که بندگان خواص خدا شما هستید و هر کس غیر شماس ( یهود ) حیوان هست و میتوانید افسارش بزنید و ببندیدشان و ازشان کار بکشید یا مثلا در تورات آمده ک هر وقت به سرزمین های آنها میروید ، زنهایشان را بکشید ،مردهایشان را بکشید ، فرزندانشان را بکشید ، گاو ها و گوسفندان آنهارا هم بکشید. من نمیدونم با گاو و گوسفندا چیکار دارن ؟! الان ما میفهمیم که چرا این اسرائیلیا حمله میکنند به غزه بچه و بزرگ نمیشناسند همه رو میکشند. آنها بر منای کتاب دینیشان عمل میکنند .

         در احکام تلمود نوشته شده است : بنابر احکام تلمود اگر یک غیر یهودی افتاده بود در چاه نمی خواهد نجاتش بدهید یا مثلا میگوید: اگ دیدید یه کشتی تو دریا غرق میشود اگه فهمیدی غیر یهودی هستند نمی خواهد برای نجاتشان کمک بیاورید بگذارید غرق شوند . هر جور دوست داشتن به نفع خودشان تحریف کردن دین حضرت موسی را. میگویند طرف نمیتوانست ربا بگیرد میگفت اینجارا خط بزنید بنویسید فلان کس میتواند ربا بگیرد.

         ببینید در تورات بدنیا آمدن حضرت سلیمان چطور نوشتند: کینه ای که این یهودیان از حضرت سلیمان دارند از هیچ کس ندارند . چرا چون همان خدایانی که آنها می پرستیدند را به بند کشید و همه را تحت تسلط خودش درآورده بود. در تورات به دنیا آمدن حضرت سلیمان را اینگونه تحریف کرده اند : روزی حضرت داود برپشت بام رفته بود در همسایگی زنی را دید که خودش را می شوید و از این زن خوشش آمد . گفت: بروید این زن را برایم بیاورید . گفتند : این زن شوهر دارد . داود گفت: عیبی ندارد برایم بیاوریدش ، اسم این زن بدشبع بود . زن را آوردند ، همسر این زن رزمنده داود بود و در مرز های آن سرزمین برای داود می جنگید. در حالی که مرد در جنگ است داود دارد به زنش تجاوز می کند. چند وقت بعد آن زن به داود پیغام داد: من از تو باردار هستم (خدایی نکرده نطفه حرام بسته شده است ، ببینیدچه حرف هایی به پیامبر الهی نسبت داده اند. ) سریع داود پیکی فرستاد لب مرز که بگویید شوهر این مرد بیاید اینجا، این آقا آمد داود به این مرد گفت: از جنگ و سپاه ما چه خبر ؟ بعد به او گفت: تو که تا اینجا آمدی یه سر به همسرت بزن که بعدا بگویید این بچه خودت است.بعد یه نفر را فرستاد که برود دنبالش بعد یکی دو ساعت برگشت گفت: این که خانه نرفت راه بیرون شهر را در پیش گرفت ازش پرسیدم کجا میروی او گفت پیش همرزمانم. سریعا داود دستور داد برید این مرد رو برایم بیاورید ،مرد را برایش آوردند داود به او گفت: مگر نگفتم برو یک سر به همسرت بزن مرد پاسخداد: به جان شما و به جان خودم قسم نامردیه یاران من لب مرز بجنگند ومن بروم پیش همسرم ، داود دستور داد: سه و چهار لیتر عرق بیاورند ، این مرد را مستش کنند ؛ پیش خود میگفتند: مطمعنا در حال مستی پیش همسرش میرود اما باز راه خارج شهر را در پیش گرفت. ( معرفت این مرد را ببینید ) حضرت داود گفت : اینطوری فایده ندارد .نامه نوشت به فرمانده این مرد در جنگ،دستور داد : این مردرا اعزام کنید جایی که در تیر راس دشمن باشد، که دشمن این مرد را بکشد خود حضرت داود این زن را به همسری بگیرد ، حالا اون بچه حرام زاده میشود حضرت سلیمان (ع). (ببینید چه تحریفی کردندکتاب خودشان را)

         قرآن در مورد یهودیان میگوید: بی شک دشمن ترین مردمان نسبت ب شما مومنان یهودیان هستند.

        در تورات پیغمبر زنا زاده داریم ، پیغمبر داریم با دختران خودش زنا کرده و بچه دار شدن ( حضرت لوت ).

        یک جا در تورات آمده که خدا ب داود میگه : اینها چون با من مخالفت کردند برو سرشماری کن آنهارو دقیقا توی آیه دیگه ای از تورات میگه : شیطان ب داود گفته ...

       این یهودیان پدر سوخته در یک بین الطلوعین 70 تا پیامبر رو سربریدند. حضرت یحیی .حضرت زکریا رو گذاشتن بین تنه ی خالی درخت درخت رو بریدند و حضرت مسیح هم که به زعم خودشون به صلیب کشیدند .

        اینا از غیب خبر داشتند چون که با جنیان در ارتباط بودند. تا قبل از بعثت پیامبر(ص) اینا  می توانستند جن های خودشان را بفرستند بروند تو حوضه ملائکه خبر از غیب بیاورند یعنی اینکه : از آینده خبر داشتند. مثلا کاهنان به فرعون گفتند: یک بچه ای از بنی اسرائیل بدنیا می آید که تو را خواهد کشت وعین همین اتفاق افتاد. حضرت موسی طی همون داستان ها که خود شما میدانید بزرگ شد و فرعون را کشت.

       اینا حتی از بدنیا آمدن خود پیامبر(ص) هم خبر داشتند. تمام ویژگی های پیامبر را میشناختند مثلا:

1.میدانستند که پیامبر(ص) از کدام نسب قراره بدنیا بیاید.

2.میدانستند چهره ی ایشون چطوریه.

3.میدانستند توی صورت ایشون خال هستش یا نه.

4.پدرش اسمش چیه.

5.مادرش اسمش چیه.

6.از کدام قبیله بدنیا خواهد آمد.

7.و...

      اینا از جنیان گرا گرفته بودند. آمــاده بودند پیامـــبر را ترور کنند. هاشم مـگه جد پیامـبر نبوده؟! پس قبرش در غزه چه کار میکند؟! اینا مگه اهل عربستان نبودند؟! بله چون اون زمان غزه دست یـهودیها بوده.

     حضــرت هاشـم یک کاروان تجاری به سمت شام راه انداخت در راه رفتن رفت منزل بزرگ مدینه از دختره ایــشون خوشش آمد. به ایشون گفت:دخترتو ب من میدی؟ بزرگ مدینه هم گفت: بله تو خودت بزرگ قبیله ی قریش هستی. زمانی که با دختره ازدواج کرد ، برا دختره وصیت نوشت که ای همــسر من از پدران من که میرسد به حضرت اسمائیل خبر رسیده است، که از فرزندان ما کودکی بدنیا خـواهد آمـد که کاسه و کوزه این یهودیها را بهم خواهد زد. بعد بهش میگه: من جز تو همسری نداشته ام این کودک از رحم تو بدنیا خـواهـد آمد. حضرت هــاشم رفت غزه اینا چون چهره شناسی بلد بودند سریع هــاشم را شناسایی کردند و ایشون را در همان غزه مسموم کردند و به قتل رساندند. ( در خود تورات آمده بود کـه یه همچین پیامــبری خـواهـد آمد اما این یهودیها حذفش کردند که فقط خودشان از این واقعه خبر داشته باشند.) هاشم اسم فرزندش را گذاشت شیبه این پسر در مدینه و در منزل بزرگ مدینه زندگی مــــیـکرد. برادر هــاشم که اسمش مطلب بود قصد تجارت کرده بود رفت منزل بزرگ مدینه برای خداحافظی یـهـو میبینه یک بچه ی 7 یا 8 ساله داره شمشیر بازی میکنه ، داره رجز مـیخونه مـیگه: انا شیبه ابن هــاشـم ، من شیبه پسره هاشم هستم ، مطلب کپ میکنه میگه : این بچه گفت : هاشم یاده برادرم افتادم یهو مــــادر بچه که همسر حضرت هاشم هم باش میزنه زیر گریه به مطلب میگه : میخوای حقیقتو بدونی؟این برادر زاده ی تو هستش اینم وصیتنامشه مطلب که متوجه ی قضیه مــیشود بچه را از مــادرش میگیرد ( در تاریخ دو نقل آمده یکی اینکه به زور بچه را از مادرش مــیگیرد ودیگر اینکه مـادرش را راضی میکند.) و پیش خودش نگه میدارد و برای اینکه در بین یهودیان لو نرود که این بچه ی هاشم است اورا عبدالمطلب معرفی میکند و همه جا مــیگوید این خادم من است که در سفری خریداری کردمـش و پیش هیچ کس نگفـت که این بچه ، بچه ی برادرش است . چون میدانست اگر یهودیان بویی ببرند اورا ترور خواهند کرد. هـمــه ی این درد سر ها بخاطر این بود که پیامبر آخر قرار بود از زریه این خوانواده باشند. و به همین ترتیب بعد از شیبه عبدالله و بعد رسول الله بدنیا آمدند.  

       یک زن یهودی که به ام قتال معروف بود هر روز میرفت پیش پدر پیامبر گیر میداد میگفت: تو زن نمیخواهی؟ عبدالله که پدر پیامبر باش میگفت: ما پیرو دین ابراهیم هستیم اما تو یهودی هستی.(این زن هرزه بود) ام قتال روزی به عبدالله گفت : بیا باهم تجارت کنیم عبدالله هم قبول کرد اما به زن گفت : من هرگز باتو ازدواج نمیکنم بیخود زور نزن . مادر عبدالله اومد به همسرش گفت: این زنیکه ام قتال برای بچمون تور انداخته بیا سریع براش زن بگیریم. (در مورد ازدواج ایشون با حضرت آمنه کتاب تبار انحراف بطور کلی توضیح داده است.) این زنه ام قتال متوجه میشه که عبدالله ازدواج کرده واسه لج بازی عبدالله را با خودش به شمال مدینه که یهودی نشین هستند به بهونه تجارت میبرد و همون جا ایشون را ترور میکنند اما قافل از این که حضرت آمنه دو ماهه باردار است.

            بنظرتون چرا حضرت آمنه پیامبر را میدهد به دایه ببرد وسط بیابون؟ بعضی ها میگویند: رسم عرب بوده اگر رسم عرب بوده چرا؟! حضرت همزه که از پیامبر هم بزرگتر بوده را به دایه ندادند. چرا به یک دایه در داخل مکه نداده پیامبر را؟! چرا اینقدر دور؟! داده بود شیر بهش بدند. مگه تا پنج سالگی بچه شیر میدهند؟! همه این کارها را کردند که دست یهودیها به پیامبر نرسد. بعد پنج سال پدر امیرالمومنین سرپرستی پیامبر را قبول کرد . در کتب مختلف آمده که پیامبر هیچ غذایی را نخورد مگر آنکه قبلش پدر امیرالمومنین بخوره و پیش مرگش شود . تمام جلسات دارندو تمام جلسات دارندو پیانبر را با خودش میبرد همش به این دلیل بود که یهودیان دنبال موقعیت بودند که ایشون را به قتل برسانند. (یکی از کتاب های یهودیهن به نام رویای کودکی 70 سال قبل از پیامبر نوشته شده ، داخل اون کتاب ریز به ریز ویژگی های پیامبر را نوشته اند از خال روی صورت گرفته تا قد و هیکل ایشون و حتی رنگ چشم پیامبر)

همه میگن پیامبر رحلت فرمودند ، اما خوده تاریخ میگوید ایشون به دست زنی یهودی به وسیله تکه ای گوشت مسموم میشود و فوت میکند.

ادامه دارد . بازهم سر بزنید


نظرات  (۱)

۱۵ بهمن ۹۱ ، ۲۰:۴۳ محمد سجاد بهرامی
مرسی از مطلبی که ارائه دادید کاش تایم دقیق ارائه ادامه مطالب را اعلام میکردید

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی